تبليغاتX
نگاه
موضوعات اجتماعي - سياسي - هنري
حتمن می پرسین ای بابا این دیگه چیه؟مگه آدم می تونه به عزیزش بگه بروگمشو؟

جوابش خیلی ساده است بله ! نمونه های زیادی هم داریم

آدم هایی که خیلی به کاربرد کلمات وزین !علاقمندند به این جور جمله هامیگن "پارادوکسیکال"!

از اصطلاح وادبیات که خارج بشیم تازه می رسیم به اجتماع!

تواجتماع مااز این "بروگمشو"هازیاد پیدامی شه مثلن میگن مردم همه چیزما هستند ولی وقتی به یه اداره ای

سرمی زنی وبهت میگن "بروگمشو " تازه می فهمی که زیادهم عزیزنیستی ورعیتی!  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:31  توسط اكبر نگاهي  | 

حتمن می پرسین ای بابا این دیگه چیه؟مگه آدم می تونه به عزیزش بگه بروگمشو؟

جوابش خیلی ساده است بله ! نمونه های زیادی هم داریم

آدم هایی که خیلی به کاربرد کلمات وزین !علاقمندند به این جور جمله هامیگن "پارادوکسیکال"!

از اصطلاح وادبیات که خارج بشیم تازه می رسیم به اجتماع!

تواجتماع مااز این "بروگمشو"هازیاد پیدامی شه مثلن میگن مردم همه چیزما هستند ولی وقتی به یه اداره ای

سرمی زنی وبهت میگن "بروگمشو " تازه می فهمی که زیادهم عزیزنیستی ورعیتی!  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:31  توسط اكبر نگاهي  | 

حتمن می پرسین ای بابا این دیگه چیه؟مگه آدم می تونه به عزیزش بگه بروگمشو؟

جوابش خیلی ساده است بله ! نمونه های زیادی هم داریم

آدم هایی که خیلی به کاربرد کلمات وزین !علاقمندند به این جور جمله هامیگن "پارادوکسیکال"!

از اصطلاح وادبیات که خارج بشیم تازه می رسیم به اجتماع!

تواجتماع مااز این "بروگمشو"هازیاد پیدامی شه مثلن میگن مردم همه چیزما هستند ولی وقتی به یه اداره ای

سرمی زنی وبهت میگن "بروگمشو " تازه می فهمی که زیادهم عزیزنیستی ورعیتی!  

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 20:31  توسط اكبر نگاهي  | 

دوستی میگفت ما ذغالیم

می گفت دریک قطار ذغال سوز مایعنی اکثریت ؟ نقش ذغالهایی را بازی میکنیم که کارگران مارادر کوره قطار میریزندتا مسافرانیکه درکوپه های شیک نشسته اندودرفنجانهای کریستال قهوه باشکر می خورند سریعتر به مقصدبرسند!

او راست میگفت وما تالحظه ای که درآن کوره نیفتاده ایم

نخواهیم توانست ذغال بودنمان را درک کنیم !

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1385ساعت 12:9  توسط اكبر نگاهي  | 

سال تكراري وتبريكات تكراري

ازهمه مهمتر smsهاي تكراري

پدرمان درآمد ازاين همه حرف تكراري

تلويزيون وفيلمهاي تكراري حتي اخبار تكراري

باز جنگنده هاي رژيم صهيونيستي

بازانفجاردر عراق 

حالا چيكار كنيم كه تكراري نباشيم

بهتره ساعت ها را امسال جلو وعقب نكنيم

اين قابل ستايشه

مثل هديه من

پيشي!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 13:5  توسط اكبر نگاهي  | 

زنده باد كاپيتان

تو شايسته آقايي و سرداري فوتبال ايراني.

هيچ بازوبندي شايسته بسته شدن در بازوي چپ تو نيست مگر بازوبند كاپيتاني ايران.

آن روز كه گل مي زني دهان ياوه گويان وقيح بسته مي شود و گل از گل ما مي شكفد. 

تو هويت مستقل داري

نه به خاطر دوستي ات با پروين بزرگي و نه به خاطر نزديكي ات با سوسول هاي آبي.

تو بزرگي به خاطر بزرگي ات.

تو بزرگي مثل شب

اگه روز هم كه بياد

تو تميزي مثل شبنم

مثل صبح.

فرياد ما پشتيبان شايستگي هايت. شكفته باد ۱۰۸ گل ات و زنده با  كاپيتان و ....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 15:4  توسط اكبر نگاهي  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 19:26  توسط اكبر نگاهي  | 

من در همین شروع غزل مات مانده ام

مجنون آن ترنم هیهات مانده ام

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 13:49  توسط اكبر نگاهي  |